۱۱ آذر ۱۳۸۳
هر از چند گاهی که در زمینه عکاسی برنامه ای پیش می آید از قبیل دو سالانه یا زلزله یا نمایشگاهی و صحبت از انجمنی ملی و ... همه به نوعی به تکاپو می افتند و از در و دیوار می بارد. به محض اتمام آن خاتمه کلام، تا برنامه ای دیگر. شده مثل کارهای هیأتی، که به فضل پروردگار همه با آن آشنا هستیم. نه رییسی می خواهد و نه مرئوسی. اینچنین، چنانکه افتد و دانی همیشه همان برنامه ی ملال آور تکرار می شود و همه به خیال اینکه صوابی برده ایم دل خوش می داریم. چند صباحی است که فصل سردی بر عکاسی ایران حاکم است و این همه نشان از همان امور جاری هیأتی بر کارهایمان دارد. تا نمایشگاه فراگیر دیگر و ترکتازی دیگر. به این احوال، می خواهم بگویم اگر صد سال دیگر هم بگذرد و اینگونه عمل کنیم همین است که می بینید. نه شوری نه حالی نه جستجویی برای ریشه یابی در احوالمان و نه خیلی چیز های دیگر ... همراه موجیم تا کی موجی دیگر در رسد ما بر آن سوار شویم... به گمانم موج بعدی مسابقه ی چند میلیون دلاری هنر و نیایش باشد. شما زنده ما هم انشائ الله الرحمان زنده ببینید اینطور نمی شود؟ دوباره جدال حیدری نعمتی در می گیرد. متهمان همیشگی در جایگاه اتهام و مرده باد زنده باد ها آغاز می شود. تا چندی بعد از مسابقه ی بزرگ و تا فرو نشستن آتش خشمی که با امواج بعدی فرو می نشیند....
۰۵ آذر ۱۳۸۳
Resize of montabone.jpg
این هم کتاب تازه ای با موضوع تاریخ عکاسی ایران. آلبوم عکس هیأت سیاسی ایتالیا که در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه به ایران آمدند. یک جلد از این آلبوم در کاخ گلستان و یک جلد دیگر در کتابخانه سلطنتی لاهه هلند است. کتاب یاد شده مجموعه عکسهایی از لوییجی مونتابونه عکاس هیأت سیاسی را به همراه چهار مقاله پژوهشی به زبان انگلیسی با 101 صفحه در بر دارد که توسط انتشارات برجسته در هلند و با همکاری انجمن بین المللی قاجار منتشر شده است. اسامی نویسندگان مقالات و عناوین مقاله ها به قرار زیر است: Mieke Jansen :فارس و ایران در آرشیو سلطنتی لاهه Anna Vnzan: هیأت ایتالیایی در ایران در سال 1862 Corien.J.M.Vuurman: لوییجی مونتابونه و عکاسی غربی در ایران محمدرضا طهماسب پور: ایتالیایی ها و عکاسی در ایران1862-1853 اطلاعات بیشتر را میتوانید اینجا ببینید.
۲۵ آبان ۱۳۸۳
مدتی است درگیر نوشتن مطالبی در زمینه ی عکاسی ایران برای یک دانشنامه هستم. کار دشواری است چون می بینم چقدر مطلب کم داریم، بویژه از عکاسی و چگونگی پیدایش و سیر تحول آن در دیگر شهر های کشور. با این حساب تاریخ عکاسی ما هم در حقیقت می شود تاریخ عکاسی و سیر تحول آن در تهران! و اگر دوستان و پژوهشگران جوان علاقمند و دانشجویان عکاسی بویژه دانشجویان شهرستانی نجنبند و دست کم تاریخ عکاسی شهر و منطقه ی خود را در قالب پایان نامه های دانشجویی ارائه نکنند، زمان زیادی نمی گذرد که تمام تاریخ عکاسی ما به کلی محدود می شود به تهران و یکی دو شهر بزرگ مثل شیراز که قبلا به همت منصور صانع نوشته شده اما باید بیشتر به آن پرداخته شود. یا اصفهان و ... پس دوستان گرامی تا دیر نشده و آثاری از اثرات عکاسان قدیمی و عکاسخانه ها و عکس ها برجاست وقت را از دست ندهند و شروع کنند که حتما در آینده مفید خواهد بود. وجای تردید نیست با این آهنگ رو به رشد عکاسی دیجیتال اثرات گذشته بسیار سریع تر از آنچه در قبل رخ می داد محو ونابود می شود. به این مسئله تاکنون فکر کرده اید که نسل سوم واژگان عکاسی بر مبنای عکاسی دیجیتال دارد به سرعت در ادبیات عکاسی ما جایگزین می شود؟ دیری نمی گذرد که دیگر عکاسان جدید معنای ظهور و ثبوت و توقف و ... را ندانند وصحبت از این واژه ها می شود چیزی مثل داگرئو تیپ و کو لودیون و تالبو تیپ و ... محمدرضا طهماسب پور
۱۶ آبان ۱۳۸۳
آقای شاهرودی صاحب امتیاز و مدیرمسئول فصلنامه ی عکاسی خلاق، اعلان زیر را برایم فرستاده تا به اطلاع دوستان برسانم: دوستان گرامی عکاس؛ فصلنامه ی عکاسی خلاق در شرف انتشار است . دفتر نشریه به نشانی زیرتهیه شده و در جریان تجهیز آن هستیم . اولین شماره آن نیز تا چند روز دیگر به حروفچینی سپرده خواهد شد. برای خوشآمد گویی به همه ی عزیزانی که به استقبال این نشریه آمده و یا خواهند آمد قصد داریم دراولین شماره ، آگهی های مربوط به فعالیت های شخصی دوستان عکاس را رایگان به چاپ برسانیم .از این رو از همه ی دوستان عکاس دعوت می کنیم در صورت تمایل ، متن آگهی های خود را در زمینه های مختلف نظیر خرید و فروش لوازم ، تدریس ، برگزاری نمایشگاه ، انتشارکتاب ، تبریک ، تسلیت ، ... و کلا هرنوع فعالیت دیگری که جنبه شخصی دارد فعلا و تا قبل از افتتاح دفتر نشریه از طریق فاکس یا ایمیل و یا تلفن دراختیار نشریه قرار دهند .امیدواریم با کمک شما بتوانیم در راه انتشار یک نشریه خوب عکاسی موفق شویم . انشاءاله بزودی دفتر نشریه افتتاح شده و پذیرای حضور شما خواهیم بود . با احترام؛ افشین شاهرودی صاحب امتیاز و مدیرمسئول فصلنامه عکاسی خلاق نشانی : تهران خیابان استاد مطهری بعداز خیابان سهره وردی روبروی خیابان ترکمنستان نبش کوچه ی پروشات شماره ی 2 و 4 تلفن : 8456257 و 8456145 فاکس : 8456014 ایمیل : cp@neda.net
۱۱ آبان ۱۳۸۳
می خواهم کمی غُر بزنم و از اوضاع خموده در میان عکاسان و دانشجویان عکاسی بالاخص، گلایه کنم. که چند روز پیش، از خبر سراسری اعلام شد که "ایرانی ها در وبلاگ نویسی مقام سوم را در جهان کسب کرده اند" و من در این اندیشه ام که وقتی حاصل ضرب این همه نفر آدم را در آنهمه زمانی که برای این کار گذاشته می شود بدست آوریم عقل حیرت می کند از این همه همت والای ایرانی!!! هر ماه که می بینم "کتاب ماه هنر" در یکی از موضوعات هنری و گاهی در چندین شماره حتی، اختصاص به یک هنر دارد و برخی از اصحاب آن هنرها آنقدر اهتمام دارند که مطلب بنویسند و از این طرف و آنطرف جمع کنند که نشریه ای بشود و عرض اندام کند در میان سایر هنرها، اول غبطه می خورم بر تلاش و همت آنها دوم، رنج می کشم که چرا جماعت عکاس اینقدر (راحت می گویم) بی حال و بی رمق شده و تلاشی برای یک تحرک درست و حسابی نمی کند؟ این همه کاری که می شود کرد و نیاز امروز هم هست؛ اما کو دستی از این آستین ؟ همه در انتقاد از این و آن وفلان قضیه یدی طولا داریم اما آیا گاهی از خود می پرسیم که مثلاً امسال چند کار عام المنفعه برای عکاسی ایران کردیم؟ (عکاسی جهان البته پیشکش) چند تا کار نوشتاری کردیم؟ چند تا ترجمه کردیم؟توی این همه گشت و گذار بیهوده و با هوده ای که در فضای مجازی کردیم، چند تا عکاس ناشناخته به دیگران معرفی کردیم؟ چند تا سایت خوب دیدیم و به خود زحمت معرفی آنها را به دیگران دادیم؟ چقدر در این همه بحث مرتبط با عکاسی که در برخی سایت های تخصصی عنوان می شود شرکت کرده ایم؟ بعضی حتماً جواب می دهند: ما که عکاسیم و باید عکس بگیریم و نمایشگاه بگذاریم و کذا... واین کار را هم که انجام می دهیم و خیال و وجدان خود را ازاین بابت آسوده کنند. اما همه ی ماجرا به این ختم نمی شود. تک تک کارها و مطالعات ریز و درشتی که هر کدام از ما در اعتلای عکاسی کشور می کند برای نسل کنونی و نسل های بعد، یادگارها و منابع ارزشمندی است و این را به اعتبار ضرورت پژوهش هایی می گویم که امروز به شدت نیاز آن احساس می شود. و آدم به تعداد انگشتان یک دست برای انجام آن پیدا نمی شود. از این همه جماعتی که باید برای این کار ها همت کنند و من می دانم و شما نیز هم، که چنین نمی شود. مایلید چند موضوع بگویم تا حتی یک کلمه درباره ی آنها در هیچ جا پیدا نکنید؟ میدانید برخی ازموضوعات بنیانی مربوط به عکاسی کشور شما را همین الان کسانی در آنسوی دنیا پژوهش می کنند؟ از آن دانشجوی اتریشی بگویم یا از آن پژوهشگر هلندی؟ یا از آن پیر علاقمند و پیگیر دانمارکی؟ که ایران را هم هنوز ندیده است؟ از کارهای یک موسسه پژوهشی در امریکا بگویم یا از یک بنیادپژوهشی بزرگ در انگلستان؟ عیب کار کجاست که ثمره ی خیلِ دانش آموختگان کارشناس و ارشد! عکاسی که در این سالها، به کارخانه ای مانند شده از نوع تولید خودروهای وطنی نمودی ندارد؟ هیهات، من به کجا می اندیشم؟ نوشتن و پژوهش و ترجمه پیشکش. به آمار نشریات تخصصی که هر ماه و هر فصل به گردانندگانشان مرجوع می شوند نظر کنید! خواننده هم نیست چه رسد به نویسنده و پژوهشگر و مترجم! از میان این همه پایان نامه تحصیلی که هر سال تولید( به معنای منفی کلمه) می شود یکی را رغبت نیست که بر آن حتی نظر کنی و پای آن بایستی و بگویی این به عرق جبین و پشتکار دانشجویی فراهم آمده که دلش برای رشته ای که خوانده و زحمت کشیده! می طپد. چرایی اش را از که سراغ کنم؟ این ها را گفتم برای آنها که کمی اهل دردند و به حال و آینده کمی نظر دارند. شاید تکانی هر چند مختصر بر پیکری محتضر باشد. نمی دانم، امیدم اینست که باشد. محمدرضا طهماسب پور
۰۸ آبان ۱۳۸۳
مدت هاست برخی آثار چاپ شده من را بدون اجازه سرقت ( همان دزدی سابق) می کنند وبه نام شخیص خود به چاپ می رسانند. قبلا سازمان میراث فرهنگی در سایت خبری خود این کار را می کرد حالا این آقای آرش ایرانی !!! در سایت فارسی صدای امریکا.چی بگیم والله؟ خسته نباشی آقای ایرانی از این همه پژوهش!!! دست ما رو هم بگیر یه چیز یاد بگیریم!
۰۳ آبان ۱۳۸۳
چندی است که زمزمه های تأسیس یا تشکیل انجمن عکاسی ایران، دوباره قوت گرفته است و نشست هایی رسمی و غیر رسمی، با دعوت از سوی برخی عکاسان و نهادهای بخش خصوصی عکاسی انجام شده است. اتفاق مبارک دیگری که در زمینه عکاسی ایران در سال های اخیر رخ داده، تأسیس انجمن های گوناگون صنفی از قبیل انجمن عکاسان مطبوعات، انجمن عکاسان فیلم، انجمن عکاسان دفاع مقدس و به تازگی، انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی است. این جریان، در نهادینه کردن مسایل تخصصی عکاسی ایران و تعیین جایگاه واقعی حوزه های گوناگون عکاسی، بر اساس تعاریفی که در اساسنامه و مرامنامه هر حوزه صورت می گیرد، نقش پر اهمیتی را بر عهده دارد. هر چند این اتفاقات با تاخیر بسیاری در حال وقوع است، اما باز جای شکرش باقی است. به ویژه که در حوزه های حرفه ای و صنفی، وجود اتحادیه ها و انجمن ها برای تعیین حدود و ضوابط کاری، از ضروریات است. نکته ی پر اهمیتی که تشکیل این انجمن ها در دراز مدت در پی خواهد داشت، دسته بندی شاخه های عکاسی و قرار گیری عکاسان در حوزه های تخصصی مربوط به خود است. و این دقیقاً موضوعی است که امروز بانیان انجمن عکاسی را نیز از گرفتن تصمیمی مشخص برای تعریف انجمنی که شامل تقریباً همه ی اقشار عکاسی شود با مشکل روبرو کرده است. انجمن عکاسی ایران، بی تردید نمی تواند انجمنی جامع و مانع، متشکل از همه ی گروه های صنفی و شاخه های کاربردی عکاسی باشد. و بهتر آن است، همانطور که عکاسان برخی حوزه های کاربردی؛ خود، ضرورت ایجاد تشکل های صنفی را احساس کرده و در پایه گذاری آن اهتمام کرده اند، سایر عکاسان حوزه های کاربردی عکاسی نیز در تشکیل انجمن صنفی خود اقدام کرده، برنامه ها و طرح های خود را از آن طریق به پیش برند. با این ترتیب، انجمن عکاسی ایران، نهادی خواهد شد، برای اشاعه عکاسی غیر کاربردی و تلاش در مسیر بالا بردن آگاهی های تخصصی و ترویج فرهنگ و دانش بصری و اشاعه عکاسی به مثابه زبان هنریِ خلاق و هنر ناب. گردآوری گروه های نامتجانس و سنّت حضور یک نماینده از صنوف گوناگون در چنین انجمنی کار را به بیراهه خواهد کشاند. چنانکه تاکنون نیز این سنت، آزموده شده و در آخرین دوسالانه عکاسی نیز چنین شد. راه دیگر دعوت عام است. دعوت های محدود به نمایندگان نشریات یا انجمن های موجود و برخی عکاسان نیز را ه را برای زمزمه های مخالف و عدم همدلی هموار می کند. بطور مثال، حضور افرادی که به صرف داشتن امتیاز یا سردبیری یک نشریه یا داشتن انجمنی چند نفره در بنیان گذاری این انجمن قابل توجیه است؟ و چگونه است که کسانی به صرف عدم عضویت در گروه یا انجمنی یا نداشتن نشریه ای با وجود صلاحیت، در این جمع دعوت نشده اند؟ (البته اگر باز نشنویم که نامه نوشتیم و اداره پست دیر نامه را رسانده!) پیشنهاد من برای تشکیل انجمن عکاسی در کلیت موضوع، به قرار زیر است: 1- انجمنی صرفاً برای عکاسی به منزله ی هنر و نه شاخه های کاربردی. 2- دعوت از عموم صاحبنظران، بدون اعمال نظارت استصوابی وانتخاب برخی برای پیگیری توسط اکثریت دعوت شدگان در یک جلسه همگانی. 3- عدم دخالت دادن آزموده های ناکارآمد پیشین، اعم از افراد یا روشهای آزموده شده. 4- بکارگیری ظرفیت های موجود و نیروهای جوان و فعال. 5- ثبت نظرات و راهکارهای عرضه شده در نشست ها و انتشار سریع آن به منظور آگاهی رسانی و دریافت نظرات اصلاحی مخاطبین.
۰۳ آبان ۱۳۸۳
پس از گذشت زمانی طولانی از پیشنهاد دوست گرامی علیرضا نیک نژاد، مبنی بر انتقال وبلاگ عکاسباشی از سایت پرشین بلاگ به سایت عکاسی و مشغله های بسیار من و شاید هم کمی تنبلی، بالاخره عکاسباشی به سایت عکاسی کوچید. امید دارم با امکانات گسترده تری که این سایت در اختیار می گذارد، بتوان آسان تر و بهتر از گذشته در این فضای مَجازی ابراز نظرهای حقیقی کرد. چرا که عُرفا گفته اند: اَلمَجازُ قَنطَرهُ اَلحَقیقَه، یعنی: مَجاز، پلی است به سوی حقیقت. اگر چه بنده در فضای مَجازی می نویسم اما به قول شاعر شیرین سخن، " از اهل حقیقتم نه از اهل مَجاز". همچنین بیشتر مایلم تا در دوره جدید، با بکارگیری امکانات مطلوب قرار دادن و نمایش عکس، عکس هایم را در موضوعات گوناگون در این وبلاگ به نمایش بگذارم. البته هنوز روی امکاناتی مثل رنگ صفحه و رنگ قلم و سایر امکانات گرافیک سایت سایت عکاسی که همه ی وبلاگ ها را یکسان می سازد و چیزی مثل لباس سربازی از آب در می آید، موافق نیستم اما دوستمان نیک نژاد قول داده که در آینده ای نزدیک(!؟) این مشکل نیز حل شود. به هر ترتیب؛ از این پس، با تمهیدات تکنیکی که دوستان بکار بسته اند، با باز کردن وبلاگ سابق عکاسباشی هم این وبلاگ جدید باز خواهد شد. قصد دارم در این آغاز دوباره، از نوشتن خبرهای کوتاه و معرفی برخی سایت های جدید در این وبلاگ پرهیز کنم و اینگونه کارها را در بخش لینکده عکاسی سایت فارسی کارگاه انجام دهم که البته کارکرد وسیع تری هم خواهد داشت. مباحث مربوط به تاریخ عکاسی ایران را نیز مانند گذشته، در بخش تاریخ عکاسی ایران در سایت کارگاه، که به لطف آقای تهرانی ایجاد شده ادامه خواهم داد. در این وب نوشته ها تلاش دارم تا به طرح مباحث نظری، نقد و نظر در باب عکاسی ایران و مسایل جاری آن بپردازم و امیدوارم باب گفتگو میان من و دوستانی که این نوشته ها را دنبال می کنند باز شود و خود به جریانی هر چند کوچک تبدیل شود.
صفحه 73 از 72
صفحه قبلی |<< << < ... 72