۲۶ بهمن ۱۳۸۳
shadows.jpg
۱۷ بهمن ۱۳۸۳
آقای اسماعیل عباسی، دوست عزیز و سردبیر محترم نشریه دوربین عکاسی در مصاحبه ای در وب سایت خانه هنرمندان، مطالبی درباره ی عکاسی در دوران قاجار و پهلوی عنوان کرده اند که جای تأمل دارد. قصدم در این گفتار، خُرده گیری نبوده و نیست. اما از باب اینکه شاید برخی از مطالب عنوان شده توسط ایشان, از سوی کسانی یا دانشجویی، مورد استناد قرار گیرد، لازم دانستم چند کلمه ای در تصحیح موارد یاد شده عنوان کنم. ارادت من البته، به جناب ایشان بیش از اینهاست وقدر کارها و زحمات او را در عکاسی ایران به خوبی می شناسم. قسمت نخست گفته های ایشان با افزوده های جدید، مطالبی بود که سالیانی پیشتر؛ در نشریه دانشمند ویژه عکاسی، آورده شده بود و بحثی بسیار جالب بود از پیشینه ی انتشار نشریات عکاسی در ایران که بنده از آن بهره های فراوان برده ام. اما در بخش بعد، از آنجا که درباره ی «عكاسی دوره‌ی قاجار»، «عكاسی دوره‌ی پهلوی» و «عكاسی قبل از انقلاب» صحبت شده کمی باید تأمل کرد. عباسی می گوید: در دوره‌ی قاجار عكاسی عمومی نیست و فقط مختص طبقه‌ی توانگران و خانواده‌های سلطنتی است. عكس‌های این دوره بیشتر در كاخ گلستان است. در این دوره طبقه‌ی عامه جامعه از عكاسی هیچ سررشته‌ای ندارند و انحصاراً عكاسی در این دوره به شاهزادگان و درباریان اختصاص دارد. آن بخش از دوران قاجار که عکاسی در آن آغاز شد و ادامه پیدا کرد، در اواخر سلطنت محمد شاه، یعنی از سال 1842 م./ 1258ق تا آخرین سال حکومت احمد شاه، 1925م/ 1344ق و 83 سال، که نزدیک به یک قرن باشد را در بر می گیرد. آنچه که تاکنون درباره ی عکس های دوران قاجار مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته، بیشتر ناظر به عکس های دوران ناصری و مظفری است آن هم بیشتر بر پایه ی عکس های موجود در کاخ گلستان و کمتر به عکس های خارج از کاخ که از دهه ی سوم سلطنت ناصر الدین شاه به بعد از طریق خانواده های درباری و عکاسخانه های رو به ازدیاد در سراسر ایران، پرداخته شده است. با این حال، آنچه را که از جوهره ی پژوهش ها در این دوران در دست است بسیار متفاوت تر از این دیدگاه است که؛ عكاسی عمومی نبوده و فقط مختص طبقه‌ی توانگران و خانواده‌های سلطنتی بوده و عكس‌های این دوره بیشتر در كاخ گلستان است. یا در این دوره طبقه‌ی عامه جامعه از عكاسی هیچ سررشته‌ای ندارند و انحصاراً عكاسی در این دوره به شاهزادگان و درباریان اختصاص دارد. اگر این فرض را بپذیریم؛ عکاسان دوره ی کوتاه انقلاب مشروطه که عکس های آنان هنوز به آسانی در دسترس همگان قرار دارد و شمار آنها بسیار زیاد بر آورد می شود باید همه آن عکاسان درباری بوده باشند، که می دانیم چنین نیست. عکس های دوران احمد شاه، که کاخ گلستان از قضا، نصیب بسیار کمتری از آنچه در دسترس دیگران است دارد را چه کسانی گرفته اند؟ بسیاری از کاربردهای عکاسی در این دوران در خارج از دیوارهای کاخ پدیدار شد. از جمله؛ عکاسی رنگی و عکس های عکاسخانه ای و ترفند های چاپی و فنون ارائه عکس. در این دوران، کمتر به نام عکاسباشی یا عکاس مخصوص دربار بر می خوریم که نشان از آن دارد که بساط عکاسی درباری، تقریباً با انقلاب مشروطه برچیده شده بود. فهرست بلند وارد کنندگان و فروشندگان وسایل و لوازم عکاسی در تهران و برخی شهر های بزرگ ایران، که می توان در جای جای روزنامه ها و نشریات عمومی تا اواخر دوران احمد شاه و پس از آن مشاهده کرد، گویای این است که عکاسی دیر زمانی راه خود را از کاخ ها به سوی مردم کج کرده بود. و این مطب نیز که: در دوره‌ی پهلوی عكاسی عمومیت می‌یابد. نیز به سبب همان مطالب که عرض شد، مستند به سندی تحقیق شده نیست. عکس یادگاری را در عکاسخانه ها ناصرالدین شاه، با بنیانگذاری نخستین عکاسخانه عمومی برای مردم باب کرد؛ و پس از آن نیز به قدری در سراسر کشور عکاسخانه دایر شد که اعتماد السلطنه در سال 1306ق/ 1888م تعداد آنها را خارج از حد شمارش بیان کرده. این تاریخ، سالی است که دوربین های باکس براونی کداک نیز به بازار آمد و گام بزرگی در عمومی شدن عکاسی بود. از این نمونه دوربین ها در ایران به فراوانی فروخته شده و نمونه های آن در میان خانواده ها و مجموعه داران بسیار دیده می شود. در ادامه گفته شده: البته به صورت مطلوب نیست. افرادی عکس یادگاری یا عكس پرسنلی در عكاسخانه‌ها می‌گرفتند. مهم رعایت مسائل فنی بود و این که چاپ و تركیب بندی خوبی داشته باشد. مسئله‌ی مفهوم در عكس‌ا مهم نبود، هرچند ممكن است افرادی این كار را كرده باشند. گه‌گاهی افراد غیرحرفه‌ای در گوشه و كنار عكس‌های بدی هم نمی‌گرفتند منتها خیلی همه گیر نبودند. بحث برتری تكنیك بود. درباره عکاسی و عکاسان دوران پهلوی متأسفانه هنوز تحقیقی که نتیجه ای روشن از آن سالها در دسترس قرار دهد انجام نشده است و اغلب تحلیل ها بر محور صحبت از باب شدن عکاسی پرسنلی است، که چندان بنیان درستی هم ندارد. این دوره، با ورود خارجیان و آسان شدن روش های عکاسی از دوره های قابل تأمل در تاریخ عکاسی ایران است و می توان این دوره را به لحاظ تغییرات سریع در شیوه های عکسبرداری، ظهور و چاپ و همچنین تنوع دیدگاه ها و نگا ه ها در نقاط مختف ایران، از دوره های درخشان عکاسی ایران به شمار آورد. فرض قیاس عکس های استاد «هادی شفائیه» برای مقایسه دورانی که هنوز کندو کاوی در آن صورت نگرفته و گستردگی فعالیت عکاسان آن نیز به پهنای تمام شهرها و روستاهای دور افتاده ایران، که پای عکاسی بدانجا ها رسیده بوده نیز قیاسی ناصواب است. بر خلاف تصور، ما در آن دوره عکاس خوب کم نداشتیم. این مطلب را ، پیش از این، در پاسخ به برخی نظرات دوستم کامران عدل نوشته بودم و مستنداتی هم ارائه کردم که در سایت عکاسان قزوین منتشر شد. نسبت عکاسان را (فارغ از خوبی و بدی)، به زمان خود و به لحاظ کارکرد های آن باید سنجید و با معیار جمعیتی امروز نمی توان بر آن دوران قضاوت کرد. مثل این که بگوییم تعداد تحصیل کردگان امروز بیشترند. اجازه می خواهم این مطلب را هم چون از احکام کلی و بدون سند تحقیق شده است نپذیرم: اما اگر بخواهیم جمع بندی كلی داشته باشیم، عكاسی قبل از انقلاب فقط به عكس‌های یادگاری، خانوادگی، معماری و توریستی و مقداری هم مسائل تاریخی و مكان‌های دیدنی مختص می‌شود. باز ارجاع می دهم به همان نوشته ای که در پاسخ کامران عدل نوشتم و از آن درگذرم. اما اینکه: عكاسی ایران بدون هیچ تعارفی تحولات خود را مدیون دوران بعد از انقلاب است. قبول، اما از جهات بسیاری باید پذیرفت که درجا زدن و گیر کردن عکاسی ایران در حوزه ی عکاسی خبری و مستند، که هنوز از ذهن و اندیشه برخی دست اندرکاران عکاسی ایران رخت برنبسته نیز، مدیون عکاسی انقلاب و جنگ است. براستی اگر عکاسیِ ( من می گویم رو به رشد)؛ پیش از انقلاب (در فرم و محتوا) ادامه پیدا کرده بود؛ امروزه در عکاسی جایگاه پست تری داشتیم یا رفیع تر؟ و این همه نیرویی که امروزه صرف می شود تا ما را با کارکرد های غیر کاربردی عکاسی آشنا سازد و عکاسی را از حوزه ی کلامی و ادبیات، به حوزه های مجرد و گاه انتزاعی تصویر بکشد، آیا نیاز بود؟ نیم نگاهی به روزنامه ها و نشریات دوران قبل از انقلاب که بحث های هنری و به ویژه عکاسی در آن ها مطرح می شد، تحلیل ما را در تشخیص دوران رکود یا صعود یاری می رساند. اگر بگویم امروز در قیاس با قبل از انقلاب تعداد راننده ی بیشتر داریم و این نشان از پیشرفت ماست در رانندگی، آیا سخنی به صواب گفته ام؟ نه، بی تردید این قیاس نه از آن گونه است که ما را به نتیجه ای درست رهنمون سازد. قیاس و ارزش گذاری هر دوره با در نظر گرفتن شرایط زمانی، اجتماعی، سیاسی و صد گونه شرط دیگر صورتی واقعی و قابل استنتاج به خود می گیرد و با بُرش هایی از یک دوره و چسباندن آن به دوره ای دیگر، نتیجه ای درست عاید نمی شود. چه خوب می شد اگر دوستان دانشجو (اغلب البته)، که پایان نامه های خود را با عناوین دهان پر کنی از بحث های کلی بر می دارند به یک موضوع جزیی تمرکز کنند و در اطراف آن پژوهش کنند؟ آن وقت از همین موضوعات جزیی، جورچین وار؛ مسائل ناپیدای عکاسی ایران از تیرگی ها نمایان می شد. این چیزی است که امروز سخت بدان نیاز مندیم و کمتر کسی سراغ آن می رود. یادمان باشد در دنیا و به ویژه در بحث های آکادمیک، از غور و تفحص در جزییات به استنتاجات منطقی و آشکار می رسند. دهها و صد ها موضوع جزیی در عکاسی ایران هست که نیازمند پژوهش و تحقیق و جمع آوری مطالب پراکنده است. به این نمونه که دوست دانشجویی از فرانسه، برای پایان نامه ی دکترایش انتخاب کرده تأمل کنید: ساختمان های انگلیسی در مناطق نفتی جنوب ایران به همین سادگی ...
۱۳ بهمن ۱۳۸۳
انگار همین دیروز بود. در یکی از روزهای گرم تابستان پارسال،نشسته بر مبل خانه ی ما روبروی من. از اوضاع و احوال روزگار می گفتیم. گلایه از ناسازگاری های زمانه. از عکاسی، از کتاب من، از سینما و از نشریه اش پایاب، که با چه خون دلی سرپا نگه اش داشته بود. شامی مختصر خوردیم. بستنی هم نمی خورد که قندش بالا بود. رفت و دیگر ندیدمش. امشب شنیدم که دیگر در میان ما نیست. روانش شاد باد... نیز گزارشی در روزنامه شرق ...
۲۴ دى ۱۳۸۳
018.jpg
۱۹ دى ۱۳۸۳
Resize of 051.jpg
۱۳ دى ۱۳۸۳
آقارضا عکاسباشی است، پدر جد همه ی عکاسان ایرانی. Akkasbashy.jpg.jpg
۰۹ دى ۱۳۸۳
سوزان سونتاگ نویسنده و منتقد هنری که بحث های نظری بسیاری را در سالهای گذشته درباره عکاسی و جنبه های پدیدار شناختی و نقد هنری آن مطرح کرده بود، روز سه شنبه در اثر بیماری در سن ۷۱ سالگی در گذشت. مطلب کامل را درباره این خبر اینجا بخوانید. sontag.jpg
۰۷ دى ۱۳۸۳
از تمامی دانشجویان و فارغ التحصیلان عکاسی که در زمینه ی تاریخ پیدایش و سیر تحول عکاسی در شهرهای ایران پژوهشی انجام داده یا این زمینه پایان نامه تحصیلی ارائه کرده اند و به چاپ پژوهشهای خود و همکاری در یک پژوهش گسترده برای تدوین تاریخ عکاسی شهرهای ایران تمایل دارند، دعوت به همکاری می شود. همچنین سایر علاقمندان و دانشجویان عکاسی بویژه دانشجویان شهرستانی که مایلند موضوع تاریخ عکاسی در شهر و منطقه ی خود را در قالب پایان نامه های دانشجویی ارائه کنند، می توانند در این طرح گسترده شرکت کنند. بجاست تا هنوز آثاری از اثرات عکاسان قدیمی و عکاسخانه ها و عکس ها برجاست وقت را از دست ندهیم و هر کس به فراخور توان و علاقمندی خود در این طرح شرکت نماید. برای آگاهی از جزییات طرح ، لطفا از طریق ایمیل: rtahmasb@yahoo.com تماس بگیرید. محمدرضا طهماسب پور
صفحه 71 از 74
صفحه قبلی |<< << < ... 70  [71]  72  ... > >> >>| صفحه بعدی