۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵
سایت Thomas Kernell عكاس امریكایی. 42_16_san_francisco_golden_gate_01.jpg
۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۵
یَمضیَ الوَقْتْ سریعاً كَالْاِثمِ بَطیئاً كَالْنَدَمِ یَهطَلِ المَطَرُ تَتَدَحْرَجُ كُراتٌ مِنَ اَلْماء اِنَّها بَریْدٌ بَیْنَ رَجُلٍ وَ إِمْرَأة ایمان ابراهیم
۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۵
چندی پیش، در پی اعلامسیاست گذاری‌های جدید موزه‌ی هنرهای معاصر در باب عكاسی و نوید برگزاری دوسالانه عكس و نمایشگاهی از آثار عكاسان حرفه‌ای، پیش داوری كردم كه از این بهار موزه سال نكویی پدیدار نخواهد شد. گمان می‌كنم سیاست گذاران بخش عكاسی در موزه، برای اینكه روی حقیر را هم زمین نگذاشته باشند، كار را طوری جلو بردند كه پیش‌داوری من ضایع نشود. اعلام نام‌های عكاسان حرفه‌ای! كه آثار آنان برای نمایشگاه آینده موزه انتخاب شده است، پرسش‌های بسیاری را در چگونگی معیار انتخاب و اطلاق عنوان حرفه‌ای و برجسته، آنچنان كه مورد نظر كارشناسان موزه بوده و هست، بر جای گذارده است. جای آن است كه موزه هنرهای معاصر برای شفافیت و روشنگری اذهان مخاطبان، معیارهای انتخاب افراد دعوت شده را كه ناهمگونی و عدم سرآمدی برخی از آنان در ژانرهای اعلام شده آشكار است اعلام نماید. موزه‌ی هنرهای معاصر، در یك اقدام دیگر، برگزاری دهمین نمایشگاه دوسالانه‌ی عكس ایران را اعلام كرده است. در آستانه‌ی این بهار، آیا می‌توان سال نكویی برای فعالیت‌های عكاسی موزه پیش بینی كرد؟
۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۵
برخی از ما هنوز اینترنت را جدی نگرفته ایم. البته حكایتِ آنست كه با دست پس می‌زند و با پا پیش می‌كشد . یعنی از اینترنت استفاده های خودمان را می‌بریم و پای بعضی از چیزها كه به میان آید برای تحقیر و گریز از پیامد های آگاهی رسانی آنرا سایت بازی و وبلاگ بازی و از این قبیل نام گذاری می‌كنیم تا مثلاً بگوییم این كار اجلّ از شأن ماست و ما وقت این كارها را نداریم و به مسائل مهم تری لابد مشغول. گاهی از در دوستی و نصیحت، سانسور خود را برای مطلبی كه در وبلاگی نوشته شده تحمیل می‌كنیم و گاهی با فحاشی به زمین و زمان و از كوره در رفتن، با گفتن اینكه خزعبلات می نویسید و می‌خواهید كار مرا خراب كنید و همه‌ی شما فلان هستید و بهمان... نمی توان از گفته ها و نوشته های اغراق‌‌امیزی كه اینجا و آنجا در عرصه‌ی رسانه‌ای می‌گوییم یا درباره‌ی ما گفته می‌شود و تكذیب نمی‌كنیم گریزان شویم. نمی‌شود، نه نمی‌شود دنیا تغییرات بسیاری كرده و مثل سابق نمی‌شود به راحتی هر موضوعی را انكار كرد. یا به زور سانسور از نوع دوستانه یا خصمانه جلو مطالب را گرفت. باید بدانیم مطالب ما در هر جایی كه گفته می‌شود قابل نقد است و در دنیای سایبر، با سرعت منتشر می‌شود.‌ می‌توان دربار‌ه‌ی آن پرسش كرد، به نقد كشید و نویسنده یا گوینده را به چالش برانگیخت. یا باید از روی علم و آگاهی سخن بگوییم یا نگوییم. زمان حرف زدن بدون دلیل و مدرك و شور گرفتن در سخنرانی و مصاحبه و ... گذشته است. هر حرف و گفته ای باید بر اساس مدرك و سند گفته شود غیر از این مخاطبان در راستی و درستی آن تردید می‌كنند و حق مخاطب است كه تردید خود را به صورت پرسش مطرح كند. نگوییم به شما چه مربوط كه من جواب بدهم. نگوییم من وقت جواب دادن به خزعبلات را ندارم. باید ظرفیت‌های نقد پذیری‌مان را بالا ببریم. مخاطبان یك رسانه یا روزنامه‌ی با شمارگان بالا حق دارند در درستی یا نادرستی مطلبی كه در آن تردید و پرسش كنند. ربطی هم به شخص خاصی ندارد. زمان آن گذشته است كه اگر ایرادی بر گفتگویی در نشریه ای گرفته می‌شد و كسی بر آن نقد می‌نوشت، نشریه بنا بر ملاحظات و صلاحدید خود در قبول یا رد آن مختار بود و اجازه نمی‌داد تا صدای منتقدان آن مطلب به گوش دیگران هم برسد. امروز ابزار آگاهی رسانی عمومی تر شده است. القصه، با اینترنت و سایت و وبلاگ بازی! دنیا بسیار تغییر كرده است و همه هم خزعبلات نمی‌نویسند. همه كمر به نابودی و تخریب یك نفر نبسته اند. همه لُمپن نیستند. بسیاری از ولاگ بازان! وظیفه‌ی خود می‌دانند تا در مقابل هر گفته ای در فضای رسانه ای بنا بر تجربه و نوع كار خود به بازشناسی گفته های سَره از ناسَره برای خود و دیگران طرح پرسش كنند. مسئله بسیار ساده است. كاش به جای تلف كردن وقت خود ودیگران در یك گفتگوی عصبی تلفنی( آنهم از نوع سانسور خواهانه‌ی آن) دست بر قلم ببریم و همانطور كه گاه و بیگاه در مطبوعات، با القاب ساختگی به نام نویسنده‌ی فلان كتاب و بهمان مطلب خطابمان می‌كنند و دم بر نمی‌آوریم! دو كلام برای روشنگری عموم مخاطبان بنویسیم، تكذیب كنیم و اگر حریم شخصی‌مان برایمان محترم است، چنانكه از نقد منصفانه و پرسشگرانه بر می‌آشوبیم، در مقابل تعریف‌های بی جا هم برآشوبیم و اجازه ندهیم هر چیزی را به نام ما بنویسند. نه اینكه درشت ها را سوا كنیم و از نقدهای ریزه میزه‌! برآشوبیم. شأن حرفه ای بودن اقتضاء می‌كند در اخلاق و رفتار و برخورد نیز حرفه‌‌ای باشیم. پاسخ به پرسش‌های منطقی كه از كار حرفه‌ای ما یا درباره‌ی آن می‌شود را بر خود فرض بدانیم. یا از اول نگوییم چیزی را كه طاقت شنیدن نقد مخاطبان را نداریم. سابقه‌ی چندین و چند ساله دیگر ملاك ارزشی برای حرفه‌ای بودن نیست، چنانكه حافظ فرمود : ای بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
۲۸ فروردين ۱۳۸۵
هنر عاشقانه ، هنر تاجرانه در افق سال پیامبر عنوان مطلبی بسیار بجا در عرصه کتابسازی و نمایشگاه سازی های سال های اخیر به مناسبت های گوناگون است که نه تنها هیچ دردی را از کسی دوا نمی‌کند، بلکه از نظر سطح کیفی هم آثاری ارائه می‌شود که در پایین ترین سطح هنری است. به سایر زمینه ها کاری ندارم اما در زمینه‌ی عکاسی هم کم نبوده و نیست، از این دست نمایشگاه‌ها که هر از گاهی با موضوعات عاشورا ، نماز و مناسبت های سیاسی- مذهبی و همچنین توسط مقاطعه کاران بی ذوق برگزار شد. به این فهرست، زلزله بم و رویدادهای خبری - اجتماعی دیگر را هم اضافه کنیم که نمد آن کلاه خوبی برای برخی ساخت و می‌سازد! حاصل آن جز دریغناکی بر اتلاف منابع و سرمایه هایی که می‌توان با آن هزاران فعالیت سازنده در عرصه عکاسی کرد نیست. بی مناسبت نگفته‌اند که تغاری بشکند ماستی بریزد ...
۲۶ فروردين ۱۳۸۵
پس از انتشار كتاب ناصرالدین، شاهِ عكاس تاكنون نوشته های من در آن كتاب به شكل های گوناگونی مورد سوءاستفاده و كپی برداری محض قرار گرفته است. متأسفانه با تذكراتی كه به برخی نشریات و سایتهای اینترنتی داده‌ام هنوز نیز برخی حرمت رعایت نكرده و به شكل‌های گوناگون از مطالب كتاب برداشت عین به عین كرده به نام خود به چاپ می‌رسانند. البته آرزوی من این بود كه تعداد نویسندگان و پژوهشگران در تاریخ عكاسی به حدی بود كه هر روز مطالب تازه‌ای در نشریات یا بصورت كتاب به چاپ می‌رسد اما افسوس كه با این وضع آموزش دانشگاهی و سواد دانشجویان، اینگونه كارها و سرقت های آشكار دور از انتظار نیست و وای بر جامعه‌ای كه در حوزه های علمی و دانشگاهی آن چنین اتفاقاتی صورت گیرد. نشریه هنر نامه كه از سوی دانشگاه هنر تهران منتشر می‌شود در شماره 26، بهار 1384 مقاله‌ای را با عنوان ناصرالدین شاه مشهورترین عكاس آماتور جهان با نام محمدرضا شریف زاده به عنوان نویسنده!!! به چاپ رسانده كه عیناً از روی كتاب ناصرالدین، شاهِ عكاس، نوشته اینجانب است. همچنین این مطلب را بر روی سایت اینترنتیmagiran نیز قرار داده و به صورت آنلاین و رایگان!!! در دسترس است. برای نشریه دانشگاهی همچون هنرنامه كه متقاضی دریافت امتیاز علمی-پژوهشی را نیز از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دارد جای پرسش بسیار است كه آیا مقالات رسیده به آن نشریه، چنانكه مرسوم نشریات دانشگاهی است توسط یك گروه علمی ارزیابی وبررسی نمی‌شوند؟ آیا هر مطلبی را بدون در نظر داشتن هیچ پیش زمینه‌ی علمی و پژوهشی از هر نویسنده‌ی نوخاسته‌ای می‌توان پذیرفت و در نشریه‌ای دانشگاهی به چاپ رساند؟ آیا سطح علمی یك نشریه دانشگاهی در این حد قابل تنزل است؟ امیدوارم كه به روال معمول اینجا، گناه و مسئولیت این خطا بر گردن مسئولان پیشین انداخته نشود و با پیگیری مسئولان نشریه هنرنامه چنین مسائلی تكرار نشده و موجب بی اعتمادی بیشتر میان مخاطبان نگردد. دنیای پژوهش علمی وسیع و بیكران است و برای همه‌ی آنها كه زحمات كار پژوهشی را بر خود هموار كنند جا هست. از حاصل دسترنج دیگران برای خود كارنامه زیانبار نسازید. این كار را نامی جز ننگ دزدی نیست هر چند ناشیانه در متن نوشته‌ی اصلی تغییرات دهیم. هنر نامه.jpg
صفحه 58 از 77
صفحه قبلی |<< << < ... 57  [58]  59  ... > >> >>| صفحه بعدی