کتاب عکاسی "
پر عکس ترین چهره های جهان" که به تازگی در بریتانیا منتشر شده به زندگی ده چهره برجسته جهانی پس از اختراع دوربین عکاسی می پردازد.
این شخصیت ها شاید پر عکس ترین چهره های تاریخ عکاسی نباشند ولی قطعا از مهمترین شخصیتهای هنری، سیاسی و ورزشی زمان خود بوده اند که سوژه مورد علاقه بسیاری از عکاسان مطرح معاصر خود بوده اند.
تصاویر و زندگینامه چهار چهره سیاسی، پنج ستاره عالم سینما و موسیقی و یک شخصیت ورزشی در این مجموعه آمده است.ملکه ویکتوریا، ملکه بریتانیا در قرن نوزدهم، مهاتما گاندی رهبر ناسیونالیست هند، آدولف هیتلر، رهبر حزب نازی آلمان، ، جان اف کندی، رئیس جمهور مقتول آمریکا، گرتا گاربو، مریلین مونرو، اودری هپبورن و جیمز دین ستاره های هالیوود، الویس پریسلی ستاره موسیقی راک اند رول و محمد علی (کلی) بوکسور مسلمان آمریکایی ده چهره ای هستند که به اعتقاد رابین میور گرد آورنده و مولف کتاب پر عکس ترین چهره های عکاسی شده در زمان خود بوده اند.ناشر این کتاب نشنال پرتریت گالری است که آن را با همکاری بی بی سی منتشر کرده است.
همچنین نمایشگاهی از تاریخ ششم ژوئیه در نشنال پرتریت گالری لندن برگزار شده که اصل عکسهای منتشر شده کتاب را همراه با تعدادی دیگر از عکسهای این شخصیتها به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه هر هفته به یکی از این ده چهره اختصاص دارد که نخستین آنها الویس پریسلی بود.
بخش اعظمی از عکسهای کتاب متعلق به سالهای 1950 و 1960 هستند یعنی زمانی که پنج چهره کتاب یعنی جان اف کندی، مریلین مونرو، جیمز دین، اودری هپبورن و محمد علی (کلی) در سالهای طلایی شهرت شان به سر می بردند.
خبر از سایت بی بی سی فارسی
یكی از دوستان عزیز فرمود كه لحن من در این وبلاگ بیشتر اوقات خشن و عصبی است! و بد نیست به اصطلاح كمی مهربان تر بنویسم. البته عرض بنده به آن دوست عزیز این بود كه مطالب این وبلاگ ماهیتاً انتقادی است ولی از باب اینكه حرف معقولی بود و از آنجایی كه امسال هم سال مهر ورزی است و شیخ سعدی علیه الرحمه هم فرموده كه : "روز و شب عربده با خلق خدا نتوان كرد" از این پس، هر از چند گاهی چشم ها را میبندم! و كمی از سر مهرورزی خواهم نوشت. از برای حُسن مطلع:
بوی باران بوی سبزه بوی خاك
شاخه های شسته باران خورده پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص خاك
نغمهی شوق كبوتر های مست
نرم نرمك میرسد اینك بهار ...فریدون مشیری
نزدیك به یك سال از انتخاب اعضای هیات مؤسس انجمن عكاسی ( كه ملی هم اعلام شده است) میگذرد و روند كاری آنان با اخباری نه چندان راضی كننده كه هر از چند گاهی منتشر میشود به آگاهی میرسد. اما تصور اولیه از تشكیل انجمن و سر و سامان دادن به آن به گمانم در ذهن عكاسان اینچنین نبود. كّندی روند كار نوشتن اساسنامه و اخباری مربوط به جدی نگرفتن نشستها از سوی برخی از اعضاء و غیبتهای مكرر آنان كه سبب شد تا حكم به انفصال آنان داده شود و باز معلوم نشد كه چرا دوباره اعضای خاطی به جلسات باز گردانده شدند و اینكه چرا در نخستین حركتها بر خلاف آیین نامه داخلی رفتار شد؟
به گمانم اگر مدیریت نشستها با جدیت كار را دنبال میكرد و آندسته از اعضاء محترم هم كه اغلب سبب تعطیل یا كندی روند كار در انجمن میشوند، رأی كسانی كه به آنها اعتماد كرده بودند را محترم میشمردند، و به دلیل مشغلههای گوناگون از هیأت مؤسس كناره میگرفتند، امروز و در آستانهی نخستین سال انتخاب هیأت مؤسس هنوز در كوچهی نخست نبودیم.
این گونه برخورد با چنین مسئلهی حساسی كه مسئلهی اغلب عكاسان است،سبب ایجاد فضایی غیر شفاف و نامطمئن خواهد شد. امید است سخنگوی انجمن در شفافیت این بحثها به عكاسان یاری كند.
جوانهای قدیم، سریال به یاد ماندنی داییجان ناپلئون را حتماً به خاطر دارند. در یكی از قسمت های این سریال، داییجان كه از توهم توطئه و حملهی انگلیسیها به خود بیمناك بود، شدیداً به نزدیك ترین كسان خود مشكوك شده بود. از جمله این افراد نگون بخت كه مورد سوءظن داییجان قرار گرفته بودند، یكی؛ مش قاسم، نوكر ساده دل و خانه زاد داییجان بود. داییجان كه به قصد كُشت، با اسلحه به دنبال مش قاسم گذاشته بود، میخواست به هر ترتیبی كه شده از مش قاسم اعتراف بگیرد كه با انگلیسها در این توطئه همدست است و بیچاره مش قاسمِ از همه جا بی خبر، انكار میكرد و اصلاً در باغ این قضایا نبود. خلاصه با پا در میانی برادر داییجان كه نقش آنرا پرویز صیاد عهده دار بود، قرار شد مش قاسم به كار نكرده اعتراف كند و از محضر داییجان تقاضای عفو و بخشش.
مش قاسم اعتراف كرد كه انگلیسها با او ارتباط برقرار كردهاند و همكاری او را برای نابودی داییجان جلب كردهاند و هنگامی كه دایی جان از او پرسید انگلیس ها كجا با تو ارتباط برقرار كردهاند؟ گفت در صف نانوایی! و وقتی پرسیده شد كه چگونه؟ گفت: والله نمی دانم. جوری ارتباط برقرار كردند كه خودمان هم نفهمیدیم.
حالا حكایت ماست این مقدمه و توهماتی كه برخی هنوز از سنخ داییجان گرفتار آنند و ظاهراً تا ابد ادامه دارد این توهمات. در كتاب هفته شماره 42 (شنبه 14 مرداد 1385) كه ویژه نامه مشروطه را با اشتباهات بسیار به چاپ رسانده، ( لینك این شماره از آرشیو اینترنتی كتاب هفته برداشته شده!) خبری كوتاه را درباره كنفرانس مشروطه در لندن! به چاپ رسانده و نوشته:
همایش بین المللی یكصدمین سالروز انقلاب مشروطیت ایران در روز یكشنبه در دانشگاه آكسفورد انگلیس برپا شد و تا چهارشنبه 11 مرداد ماه ادامه داشت.[البته واضح و مبرهن است كه دانشگاه آكسفورد در شهر آكسفورد است و نه در لندن]...رضا شیخ پژوهشگر ایرانی نیز سخنان خود را با عنوان هویت ملی و تصاویر انقلاب مشروطیت ارائه كرد. در این برنامه، محمد رضا طهماسب پور ... نیز دربارهی كاركردهای سیاسی و اجتماعی در دوران مشروطیت به سخنرانی پرداخت. سخنرانان دیگری نیز در این مراسم 14 روزه ! مقالات خود را ارائه كردند.
باتوجه به نقش فوق استعماری بریتانیا در تاریخ معاصر ایران به ویژه در جریان انقلاب مشروطه، بدون شك پژوهشگران ما باید آگاه باشند كه پژوهش های آنها- كه بر حسب قاعده باید بر اساس اسناد آرشیوی كشورمان صورت پذیرفته باشد- می توانند مطالب و نتایج نوینی را به دست دهند كه حاصل آن شاید دسترسی و آگاهی یافتن انگلیس- همان انگلیس معروف تاریخ معاصر ایران- از اسناد آرشیو شده در ایران باشد؛ اسنادی كه شاید(؟) انگلیس به برخی از آنان دسترسی نیافته باشد. شاید این كار باعث احاطه دقیق تر و عمیق تر وبیش از پیش آنان بر مسائل ایران شود. با توجه به اینكه پژوهشهای ما درباره حضور انگلیس در كشورمان، در حال حاضر به میز انگلستان در وزارت امور خارجه محدود است، روشن است كه برگزاری چنین سمینار وهمایشهای مشروطه شناسی در كشور انگلیس، در نهایت شناخت كافی و وافی نسبت به این برهه از تاریخ ایران را در اختیار چه مراجعی قرار خواهد داد؟!
داییجانِ كتاب هفته میتوانست دست كم برای شاهد مثال توهماتش، از مقالات سیاسی كه در همایش ارائه شد نمونه ذكر كند اما چرا این كار را نكرده و به دو سه مقاله در زمینهی هنر دوران مشروطه، گیر داده است را من میدانم. دلیل آن اینست كه منبع آگاهی او از این سمینار، خبر ناقصی بوده كه در برخی روزنامهها در ایران از آن به چاپ رسید. اما نكتهی مهمتر از همه، اینست كه داییجانِ كتاب هفته كه از اخبار جاری میز انگلستان! وزارت خارجه و پژوهش های جاری بر روی آن اینقدر آگاهی دارد باید بسیار مراقب باشد تا خدای ناكرده در صف طویل نانواییها كه در ایام ماه مبارك رمضان، فرصت كافی و وافی! برای ارتباط برقرار كردن انگلیسها با ایشان فراهم است، به سرنوشت مش قاسم بینوا دچار نشود.
بله ؛ پنداری باید خیلی مراقب بود. تا قبر آ...آ...آ...آ
صفحه 52 از 77