چند سال پیش، تعدادی از شمارههای کتاب سال روزنامه اطلاعات مربوط به سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲ به دستم رسید. در هر شماره، برگهایی به آثارعکاسان ایران اختصاص یافته بود که حُکم ویژه نامههای تصویری امروز را داشت.
در شماره مربوط به سال ۱۳۴۷، بخشی بود با نام «آثارعکاسان ایران در سال ۱۳۴۷». در آغاز مجموعه عکسها نیز نوشتهای بود با عنوان «یادداشتی بر این مجموعه» که در پایان آن، نام «هادی» که امضای استاد دکتر هادی شفائیه است دیده میشد. دکتر شفائیه در این یادداشت، ضمن اشاره کوتاهی به خاستگاه عکاسی در فرانسه و برشمردن تحولات روزافزون آن در طی حدود ۱۴۶ سال، از اینکه تاریخ ورود عکاسی در ایران هنوز روشن نبوده و معلوم نیست در چه زمانی و توسط چه کسانی به کشور ما راه یافته اظهار گلایه کرده است. وی در ادامه افزوده که تاکنون یک مدرسه ابتدایی برای آموزش این فن و هنر در ایران به وجود نیامده و از اینکه در ایران، همچون دیگر نقاط جهان که باشگاهها و انجمنهای عکاسی با برگزاری نمایشگاهها، مسابقات، جلسات سخنرانی و انتقاد، موجبات پیشرفت علاقمندان را فراهم میسازد موجود نیست اظهار تأسف نموده است. ایشان عدم همکاری و دوستی، حسادت، بدخواهی و بدگویی را به عنوان موانعی اساسی در بین عکاسان آماتور ایران، برای گردهم آمدن و ایجاد بنیادهایی همچون «انجمن ملی عکاسان ایران در سال ۱۳۳۰» و «انجمن فرهنگی ایران و امریکا در سال ۱۳۳۸» که خود وی از بنیان گذاران آن بوده برشمرده است. انجمنهایی که با توجه به موانع یاد شده، بیشتر از چند ماه دوام نیافتند. وی در پایان نوشته خود یاد آور شده که «... به علت فقدان اجتماعات، به درستی از آماتورهای ایران اطلاعی در دست نیست و بطور کلی فعالیت پیگیر و دامنه دار و پر حرارت در میان آنان دیده نمیشود و آماتوریسم عکاسی به آن مفهومی که در سایر کشورها رشد کرده، هنوز در ایران وجود ندارد. این مسئله از چند نمایشگاه و مسابقه عکاسی که تاکنون ترتیب داده شده، معلوم میگردد. در خاتمه لازم است از سه نفر نام برد که از افتخارات عکاسی ایران هستند و اگر دیگران نیز همچون آنان بودند میتوانستیم در میان ملل دیگر قد عَلَم کنیم. مرحوم دکتر جُرجانی، آقای احمد رضوی و آقای مصطفی افتخار».
در شماره مربوط به سال ۱۳۴۷ نام این عکاسان به همراه معرفی چند عکس از آثار آنان به چشم میخورد: مینا بامشاد، جعفر دانیالی، کامران عدل، کیومرث درمبخش، فریدون ابراهیمزاده، ناصر گبای، سودابه قاسملو، دکتر هادی شفائیه، عباس جلالی، ایوب کلانتری، غلامحسین ملک عراقی، داود ملک صدیق، مسعود معصومی، محمود محمدی، پرویز نبوی، مهناز نوایی، امیر نادری، افشین رحیمی، سیف الملوکی و احمد عالی.
تصویر چهره هر عکاس به همراه شرح کوتاهی از تحصیلات، پیشینه کاری و زمینه فعالیت وی نیز نوشته شده است. درباره سیفالملوکی که تنها نام خانوادگی وی نوشته شده، آورده شده است: «عکاسی را از سال ۱۳۲۶ آغاز کرد. در سال ۱۳۲۷ جایزه اول مسابقه عکاسی مجله اخبار هفته آبادان را ربود. در چند نمایشگاه دستجمعی عکاسی شرکت کرد. جایزه اول مسابقه بین المللی آفیشهای جهانگردی را با عکس از شیر سنگی تخت جمشید بدست آورد، در نمایشگاه دستجمعی آثار عکاسان معاصر در گالری قندریز شرکت کرد و همچنین در نمایشگاه امروز جشن هنر شیراز آثار وی به معرض نمایش گذاشته شد. حرفه او اکنون هنر عکاسی است.
از این گونه سالنامهها که روزنامه اطلاعات، عکسهای سال عکاسان ایران را در آنها منتشر کرده، دستکم تا سال ۱۳۵۲ را دیدهام؛ یعنی شش سال پیاپی. در این آلبومها که از سال ۱۳۵۱ با نام» آلبوم عکس آثار هنرمندان ایرانی «معرفی شده، نام برخی دیگر از عکاسان ایرانی که در آن دوران به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده و یا در شمارههای پیشین این آلبومها نبودهاند به همراه آثارشان به چاپ رسیده است و از میان این نامها میتوان کسانی را که در زمینه عکاسی در ایران در آن سالها فعال بودهاند را شناخت. البته نباید فراموش کرد که عکاسانی نیز با تحصیلات دانشگاهی در همین سالها در ایران فعالیت میکردهاند و دارای آثار ارزندهای بودهاند ولی نام و آثار آنان در میان این گزیده آلبومها نیست. چنانکه من آگاهی دارم، نام عکاس دانش آموخته و صاحب مقامی از مسابقه نشریه تایم، همچون» گودرز اسعد بختیار «که از میانۀ دهۀ سی شمسی در وزارت نفت فعالیت داشته در این آلبومها نیست.
از آثار سیف الملوکی، چنانکه پیشتر اشاره شد، تنها چند نمونه در شمارههای مربوط به سالهای ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸ چاپ شدهاند. عکسهای سیف الملوکی در اطلاعات سال ۱۳۴۸ تنها عکسهای رنگی این مجموعه هستند و به گمانم موضوعهایی که وی برای برخی از عکسهای رنگی خود برگزیده و آنها را به عکسهای انتزاعی نزدیک کرده است، عکسهای او را از دیگران متمایز میکند. روح کلی حاکم بر عکسهای او نوعی گزارش قومشناسی و طبیعت گرایی و در برخی موارد چنانکه اشاره رفت تجربیاتی اندک در عکاسی انتزاعی (در برخی عکسهای رنگی) و فُرم چنانکه در عکس ستونهای تخت جمشید و عکسهای شماره ۵۰ از سطحی تیره شبیه پُل و همچنین عکس شماره۴۴ از نمای بالا از دکلهای نفتی.
مجموعه عکسهای سیف الملوکی، حس و حال دهههای ۳۰ تا ۵۰ شمسی را به خوبی بازنمایی میکند.
در سالنامههای مورد اشاره اما، درباره ناصر حقیقی مطلب یا عکسی نیست. این تنها یک نمونه از شمار زیاد عکاسانی است که دربارۀ زمانه و زندگی آنها آگاهی در دست نیست و این مطلب ضعف نظری ما را درباره تدوین تاریخ تحولات عکاسی در کشور باز مینمایاند. نگاه عکاس در مجموعه عکسهای حقیقی با نگاه عکاسانه امروزین نزدیکتر است. در برخی از عکسها نگاه مفهومی به معنای امروزین آن دیده میشود. از این نمونهها میتوان به عکسهای شماره ۳۶۱، ۳۶۲، ۳۶۴، ۳۶۵، ۳۶۶ و ۳۷۰ اشاره کرد. نگاه جستجوگر عکاس در عکسهایی که به فُرم نزدیک شده در عکس شماره ۳۶۸، ۳۶۹ و ۳۷۱ نمایان است. توجه به جنبههای گوناگون زندگی روزمره مردمان در کوچه و بازار و تیزهوشی عکاس در مستندسازی این بخش از تاریخ تصویری ایران به ویژه در عکسهای حمام مردانه، باربران بازار، زنان رختشوی در کنارۀ رود، یک نظامی و روحانی در فرودگاه، روستاییانی که با ولع در شهر طعم نوشابه را میچشند، کارگران و مردمان ساده در کوچه و خیابان قابل توجه است. از دو عکس شایان توجه دیگر نیز باید یاد کنم؛ آنکه استاد نقاش قهوه خانهای را در حال کار بر روی تابلویی نیمه تمام نشان میدهد و از کمیاب عکسهایی در این زمینه است. دیگری، چسباندن پردۀ سر در سینمایی است که خبر از نمایش فیلمی خارجی میدهد.
از نظرگاه من، شناسایی و گفتگو درباره این عکاسان و آثار آنها، افزون بر تمام جنبههای نیکویی که تحلیل زیباشناختی آثار و دوران آنها دربردارد، ادامۀ تدوین یک دورۀ سی و هفت سالۀ تاریخ عکاسی ایران پس از دوران قاجار است. دورانی که شاهد اُفت و خیز، دگرگونی و پیشرفتهای بسیارِ تکنیکی و زیباییشناختی در عکاسی ایران است.