ديروز، دوستي كه دستي بر امورات دو سالانه عكس دارد، از آمار عكس هاي رسيده به ميزان پانزده هزار مي‌گفت و دل خوش داشت كه تعداد شركت كنندگان رو به فزوني است و دوسالانه با اقبال روبه رو شده است. در نگاه نخست، مي‌توان گمانه زني كرد كه وجود آمارهايي از اين دست، از روند رو به رشد آساني در توليد عكس با دوربين‌هاي ديجيتال ناشي شده است و در ادامه‌ي همين روند، البته افزايش تعداد عكاسان! در همه‌ي زمينه‌هاي مورد پذيرش در دوسالانه.
امروز هم سايت كارگاه، گزارشي از نظرات داوران بخش مستند اجتماعی دوسالانه عکس را منتشر كرده كه در همين راستا!خواندني است. آن آمار پر و پيمان، به گمان قوي نتيجه‌اي بهتر از مندرجات اين گزارش نبايد داشته باشد. بايد منتظر داوري بخش‌هاي ديگر اين دو سالانه هم بود. چنانكه پيش تر گفته‌ام، اين دوسالانه و ساير نمايشگاه‌هايي از اين دست، مانند نمايشگاه پنجره‌هاي نقره‌اي، تصوير سال و ... را نبايد برآيند واقعيت جاري، جدي و پوياي عكاسي ايران كه رنگ و بوي عكاسي خلاق و مؤلف دارد دانست. عكس‌ها؛خود، گواه اين سخن خواهند آمد.
عكاسي ايران، نيازمند تشكلي واقعي و برآمده از متن جامعه‌ي عكاسان با گرايش‌هاي گوناگون است و تا زماني كه انجام اين گونه فعاليت‌ها به صورت دستوري و گزينشي از سوي مقامات بالاي سازمان‌ها و ارگان هاي سياست گذاري هنري در كانالي اداري صادر شود، نتيجه‌اي غير از كناره گيري برخي از عكاسان و شكاف و چند دسته گي در ميان آنان، به ويژه آنها كه با اين‌گونه روند كار، از بنياد موافقت ندارند را در پي نخواهد داشت.