پس از انتشار كتاب ناصرالدين، شاهِ عكاس تاكنون نوشته هاي من در آن كتاب به شكل هاي گوناگوني مورد سوءاستفاده و كپي برداري محض قرار گرفته است. متأسفانه با تذكراتي كه به برخي نشريات و سايتهاي اينترنتي دادهام هنوز نيز برخي حرمت رعايت نكرده و به شكلهاي گوناگون از مطالب كتاب برداشت عين به عين كرده به نام خود به چاپ ميرسانند. البته آرزوي من اين بود كه تعداد نويسندگان و پژوهشگران در تاريخ عكاسي به حدي بود كه هر روز مطالب تازهاي در نشريات يا بصورت كتاب به چاپ ميرسد اما افسوس كه با اين وضع آموزش دانشگاهي و سواد دانشجويان، اينگونه كارها و سرقت هاي آشكار دور از انتظار نيست و واي بر جامعهاي كه در حوزه هاي علمي و دانشگاهي آن چنين اتفاقاتي صورت گيرد.
نشريه هنر نامه كه از سوي دانشگاه هنر تهران منتشر ميشود در شماره 26، بهار 1384 مقالهاي را با عنوان ناصرالدين شاه مشهورترين عكاس آماتور جهان با نام محمدرضا شريف زاده به عنوان نويسنده!!! به چاپ رسانده كه عيناً از روي كتاب ناصرالدين، شاهِ عكاس، نوشته اينجانب است. همچنين اين مطلب را بر روي سايت اينترنتيmagiran نيز قرار داده و به صورت آنلاين و رايگان!!! در دسترس است. براي نشريه دانشگاهي همچون هنرنامه كه متقاضي دريافت امتياز علمي-پژوهشي را نيز از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري دارد جاي پرسش بسيار است كه آيا مقالات رسيده به آن نشريه، چنانكه مرسوم نشريات دانشگاهي است توسط يك گروه علمي ارزيابي وبررسي نميشوند؟ آيا هر مطلبي را بدون در نظر داشتن هيچ پيش زمينهي علمي و پژوهشي از هر نويسندهي نوخاستهاي ميتوان پذيرفت و در نشريهاي دانشگاهي به چاپ رساند؟ آيا سطح علمي يك نشريه دانشگاهي در اين حد قابل تنزل است؟
اميدوارم كه به روال معمول اينجا، گناه و مسئوليت اين خطا بر گردن مسئولان پيشين انداخته نشود و با پيگيري مسئولان نشريه هنرنامه چنين مسائلي تكرار نشده و موجب بي اعتمادي بيشتر ميان مخاطبان نگردد.
دنياي پژوهش علمي وسيع و بيكران است و براي همهي آنها كه زحمات كار پژوهشي را بر خود هموار كنند جا هست. از حاصل دسترنج ديگران براي خود كارنامه زيانبار نسازيد. اين كار را نامي جز ننگ دزدي نيست هر چند ناشيانه در متن نوشتهي اصلي تغييرات دهيم.

نشريه هنر نامه كه از سوي دانشگاه هنر تهران منتشر ميشود در شماره 26، بهار 1384 مقالهاي را با عنوان ناصرالدين شاه مشهورترين عكاس آماتور جهان با نام محمدرضا شريف زاده به عنوان نويسنده!!! به چاپ رسانده كه عيناً از روي كتاب ناصرالدين، شاهِ عكاس، نوشته اينجانب است. همچنين اين مطلب را بر روي سايت اينترنتيmagiran نيز قرار داده و به صورت آنلاين و رايگان!!! در دسترس است. براي نشريه دانشگاهي همچون هنرنامه كه متقاضي دريافت امتياز علمي-پژوهشي را نيز از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري دارد جاي پرسش بسيار است كه آيا مقالات رسيده به آن نشريه، چنانكه مرسوم نشريات دانشگاهي است توسط يك گروه علمي ارزيابي وبررسي نميشوند؟ آيا هر مطلبي را بدون در نظر داشتن هيچ پيش زمينهي علمي و پژوهشي از هر نويسندهي نوخاستهاي ميتوان پذيرفت و در نشريهاي دانشگاهي به چاپ رساند؟ آيا سطح علمي يك نشريه دانشگاهي در اين حد قابل تنزل است؟
اميدوارم كه به روال معمول اينجا، گناه و مسئوليت اين خطا بر گردن مسئولان پيشين انداخته نشود و با پيگيري مسئولان نشريه هنرنامه چنين مسائلي تكرار نشده و موجب بي اعتمادي بيشتر ميان مخاطبان نگردد.
دنياي پژوهش علمي وسيع و بيكران است و براي همهي آنها كه زحمات كار پژوهشي را بر خود هموار كنند جا هست. از حاصل دسترنج ديگران براي خود كارنامه زيانبار نسازيد. اين كار را نامي جز ننگ دزدي نيست هر چند ناشيانه در متن نوشتهي اصلي تغييرات دهيم.
