روزنامه ايران در تاريخ يكشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۵ در صفحه مهرگان، توسط احمد جلالى فراهانى، مصاحبه اي را با بهمن جلالي انجام داده كه به لحاظ سپرده شدن در حافظه‌ي تاريخي برخي اشكالات بر آن وارد است.
احمد جلالى فراهانى نوشته است:
با آغاز جنگ تحميلى جلالى راهى خرمشهر مى شود تا ناب ترين لحظات را از دوران اشغالگرى بعثى ها به حافظه تاريخ بسپارد و چه عكسهايى؛ يكى از يكى ناب تر و ناياب تر . تعجب من و بسيارى از اين است كه چرا كتاب «خرمشهر» جلالى بيش از دوبار چاپ نشد و چرا حالا كه نسل ما دنبال يافتن هويتى است با ارزش و اعتبار از پدران مقاوم و شجاعش نبايد اين كتاب و ديگر كتابهايى در اين باره چاپ شود ؟ بايد گفت برادر مكرم آقاي جلالى فراهانى، كتاب خرمشهر عكس هايي است كه پس از آزادي خرمشهر گرفته شده و نگاهي است گذرا به ويراني هاي بعد از جنگ ( نه اشغال خرمشهر) در خرمشهر كه گمان نمي كنم كار بيشتر از يك روز عكاس در آن شهر باشد كه من در آن بزرگ شدم و آن را مي شناسم. نسل شما هم انشاءالله هويت پدران مقاوم خويش را نه با چاپ چند باره كتاب خرمشهر كه با بزرگداشت ارزشهاي آن بايد پاس دارند.
او در ادامه نوشته است:
از ديگر كارهاى ارزنده بهمن جلالى طى اين سالها گردآورى و اصلاح نگاتيوهاى شيشه اى گنجينه كاخ گلستان است كه در معرض نابودى بوده اند. اين شيشه ها- نگاتيوها - فروخته مى شدند و در رستورانها مورد استفاده قرار مى گرفتند.
نمي دانم آيا كاخ گلستان كه مدتي بر سر كتاب گنج پيدا با گردآورنده‌ي آن مناقشه حقوقي داشت هم اين ادعا را درباره "سالها گردآورى و اصلاح نگاتيوهاى شيشه اى گنجينه كاخ گلستان" توسط بهمن جلالي را قبول دارد؟ بد نيست درباره كتاب گنج پيدا از زبان ديگران هم بشنويم، جهانگير چراغي پس از انتشار اين كتاب، ناگفته هايي را درباره آن در نشريه عكس با عنوان " گنج پيدا، رنج پنهان" نوشت كه براي بررسي دقيق تاريخي بسيار مفيد است. شيشه ها و نگاتيوهاي كاخ گلستان كه جابجايي آنها حتي در كاخ براحتي ممكن نيست، به كدام رستوران فروخته شدند؟ اين حرف هاي بي اساس براي چيست و منشاء ان كجاست؟ بهتر نيست اسناد و مداركي ارائه شود تا عكس هاي فروخته شده باز پس گرفته شوند؟
فراموش نكنيم كه دفاع بد از يك رويداد، تنها به تخريب بيشتر آن مي‌انجامد.