۱۱ آبان ۱۳۸۳
کمی تا قسمتی ابری...
می خواهم کمی غُر بزنم و از اوضاع خموده در میان عکاسان و دانشجویان عکاسی بالاخص، گلایه کنم. که چند روز پیش، از خبر سراسری اعلام شد که "ایرانی ها در وبلاگ نویسی مقام سوم را در جهان کسب کرده اند" و من در این اندیشه ام که وقتی حاصل ضرب این همه نفر آدم را در آنهمه زمانی که برای این کار گذاشته می شود بدست آوریم عقل حیرت می کند از این همه همت والای ایرانی!!! هر ماه که می بینم "کتاب ماه هنر" در یکی از موضوعات هنری و گاهی در چندین شماره حتی، اختصاص به یک هنر دارد و برخی از اصحاب آن هنرها آنقدر اهتمام دارند که مطلب بنویسند و از این طرف و آنطرف جمع کنند که نشریه ای بشود و عرض اندام کند در میان سایر هنرها، اول غبطه می خورم بر تلاش و همت آنها دوم، رنج می کشم که چرا جماعت عکاس اینقدر (راحت می گویم) بی حال و بی رمق شده و تلاشی برای یک تحرک درست و حسابی نمی کند؟ این همه کاری که می شود کرد و نیاز امروز هم هست؛ اما کو دستی از این آستین ؟ همه در انتقاد از این و آن وفلان قضیه یدی طولا داریم اما آیا گاهی از خود می پرسیم که مثلاً امسال چند کار عام المنفعه برای عکاسی ایران کردیم؟ (عکاسی جهان البته پیشکش) چند تا کار نوشتاری کردیم؟ چند تا ترجمه کردیم؟توی این همه گشت و گذار بیهوده و با هوده ای که در فضای مجازی کردیم، چند تا عکاس ناشناخته به دیگران معرفی کردیم؟ چند تا سایت خوب دیدیم و به خود زحمت معرفی آنها را به دیگران دادیم؟ چقدر در این همه بحث مرتبط با عکاسی که در برخی سایت های تخصصی عنوان می شود شرکت کرده ایم؟ بعضی حتماً جواب می دهند: ما که عکاسیم و باید عکس بگیریم و نمایشگاه بگذاریم و کذا... واین کار را هم که انجام می دهیم و خیال و وجدان خود را ازاین بابت آسوده کنند. اما همه ی ماجرا به این ختم نمی شود. تک تک کارها و مطالعات ریز و درشتی که هر کدام از ما در اعتلای عکاسی کشور می کند برای نسل کنونی و نسل های بعد، یادگارها و منابع ارزشمندی است و این را به اعتبار ضرورت پژوهش هایی می گویم که امروز به شدت نیاز آن احساس می شود. و آدم به تعداد انگشتان یک دست برای انجام آن پیدا نمی شود. از این همه جماعتی که باید برای این کار ها همت کنند و من می دانم و شما نیز هم، که چنین نمی شود. مایلید چند موضوع بگویم تا حتی یک کلمه درباره ی آنها در هیچ جا پیدا نکنید؟ میدانید برخی ازموضوعات بنیانی مربوط به عکاسی کشور شما را همین الان کسانی در آنسوی دنیا پژوهش می کنند؟ از آن دانشجوی اتریشی بگویم یا از آن پژوهشگر هلندی؟ یا از آن پیر علاقمند و پیگیر دانمارکی؟ که ایران را هم هنوز ندیده است؟ از کارهای یک موسسه پژوهشی در امریکا بگویم یا از یک بنیادپژوهشی بزرگ در انگلستان؟ عیب کار کجاست که ثمره ی خیلِ دانش آموختگان کارشناس و ارشد! عکاسی که در این سالها، به کارخانه ای مانند شده از نوع تولید خودروهای وطنی نمودی ندارد؟ هیهات، من به کجا می اندیشم؟ نوشتن و پژوهش و ترجمه پیشکش. به آمار نشریات تخصصی که هر ماه و هر فصل به گردانندگانشان مرجوع می شوند نظر کنید! خواننده هم نیست چه رسد به نویسنده و پژوهشگر و مترجم! از میان این همه پایان نامه تحصیلی که هر سال تولید( به معنای منفی کلمه) می شود یکی را رغبت نیست که بر آن حتی نظر کنی و پای آن بایستی و بگویی این به عرق جبین و پشتکار دانشجویی فراهم آمده که دلش برای رشته ای که خوانده و زحمت کشیده! می طپد. چرایی اش را از که سراغ کنم؟ این ها را گفتم برای آنها که کمی اهل دردند و به حال و آینده کمی نظر دارند. شاید تکانی هر چند مختصر بر پیکری محتضر باشد. نمی دانم، امیدم اینست که باشد. محمدرضا طهماسب پور
نوشین [ ۲۴ آبان ۱۳۸۳ ]

فکر می کنم نیاز به یک شوک داریم. نیاز به انگیزه داریم.شاید سفر کردن دیدن و یادگرفتن از عکاسایی که خیلی جلوتر از ما هستن کمک بکنه. غم نان عم حت می شد اگر خودمان را به سطح جهانی برسونیم .


soorena [ ۲۰ آبان ۱۳۸۳ ]

salam:) fekr mikonam in ghaziye mahdood be akksi ya honar nabashe kollan digar kasi be hich chiz nayandishid shode:(


مهرداد [ ۱۲ آبان ۱۳۸۳ ]

سلام آقایهماسبپور ...من با شما هم عقیدعم و میدام خیلی ها هم مثل شماهستند ..ولی چاره چیست؟
چه باید کرد؟ شنیده ام دانشگاهّا سالی 300 فارغل اتحصیل عکاسی بیرون میدهند نمیدانم اینها کجا هستند؟ شما میدانید؟غیر از تعدادی مدود دیگر نمیبینیشان. شاید درده عکاسی ما این است که عاشق کم دارد؟
و شاید هزینه عکاسی و پژوهش در ایران بالاست و عکاسان غم نان دارند؟
و شایدبرای عکاسی آینده ای را تصور نمیکنند و امیدی ندارند؟
اینطور نیست؟شاید و شاید و شاید!!!!!!!
موفق باشید و ممنون از نوشتهتن
مهرداد


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.